احمد مجد الاسلام كرمانى

497

سفرنامه كلات ( فارسى )

در چنين امر ناهنجارى كه صرف بىناموسى بود اقدام كند ، اما ارفع الدوله به زودى اين كار خطرناك را انجام داد از قرار اخباريكه در دربار ايران انتشار دارد قلم خود را كه به آن شروط استقراض را مسوده كرده بود ، براى تحصيل افتخار ابدى به طلا مرصع كرده و حقيقتا هم افتخار دارد كه يك مملكت وسيعه بزرگ را كه داراى سى كرور سكنه است به اين آسانى در چهل كرور تومان بعرض بيع درآورد و چنان تردستى در اين كار بخرج بدهد كه در تمام سى كرور يك نفر نباشد كه اعتراض بنمايد . ( وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ ) مجملا شرح اين قضيه مربوط بسفرنامه نيست و حاصل از اين سطور آنكه خوانندگان اين كتاب بدانند چرا دولت روس به اين نقاط آمده است و در اين صحرا خطآهن احداث نموده كه تركستان و ماوراء النهر و سواحل بحر خزر را تصال داده و اين نقشه را چرا كشيده تا ديگر تقدير آسمانى چه كند ؟ . آيا مقدر شده باشد كه امپراطور عظيم الشان روسيه بمراد خود برسد و شاهنشاهى هندوستان را ضميمه القاب افتخارى خود بنمايد يا نه ؟ ! هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان كه در آئينه تصور ماست بهرحال قطعه وسيعه از مملكت ايران فدائى تسخير هندوستان شد تا بعد چه شود و چنان كه قطعات وسيعه ديگر او را هم در طرف جنوب وقف مدافعه از اين تسخير نموده‌اند . مطلب سوم كه وعده داديم در اين فصل بنگاريم تحقيق از اين مطلب است كه آيا جهت اهتمام نادر شاه افشار به اين قطعه بعيده از پايتخت چه بوده ؟ در اين مرحله بسيارى از مورخين باشتباه افتاده‌اند و خيال كرده‌اند نادر ميخواسته است آنجا را پايتخت خود مقرر دارد يا براى آخر عمر خود مأمنى داشته باشد ولى اين هر دو خيال